خرید بک لینک

درباره سایت

غزل آشنا

امکانات وب

یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتم درکنارش هرخزانی،چون بهاری داشتم آنقدرمشتاق او بودم که گر یک لحظه ای دور می شد از کنارم ، بیقراری داشتم بخت بامن یاربودوهیچ غمی دردل نبود شادمان بودم از اینکه غمگساری داشتم تا که بودش در بَرم،اسباب بَزمم جور بود گُلرخی، سرو قدی ، سیمین عذاری داشتم گر چه آهنگِ صدایش با دلم دمساز بود لیک من در خلوتم ، ساز سه تاری داشتم حال دلِ ویران و ، این فصل خزانم را مبین روزگاری دست در دست نگاری داشتم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 21:50

گر چه دارم شکوهء بسیار، از این روزگار می سُرایم چند بیتی ، تا بماند یادگار اول از هر چیز بَرم نامی ز ایرانی ، کهن چونکه دارد ملّتی باهوش ، زرنگ و باوقار بعد ازآن هم نامی از فردوسی طوسی بریم چون به نظم آورده ، رزم رستم و اسفندیار خوش نوائیست بهر ما گاهی صدای موسیقی ضَرب از اُستاد ملک ، شهناز هم با سازِ تار شعر غمگینِ، نه وصلت دیده بودم ، کاشکی اَثری زیباست ، از استاد مرحوم شهریار و در آخر نکته ام ، این است که در هر محفلی رازِ دل ، هرگز نباید پیش کس، کرد

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 21:50

صفحه بندی